پادشاهان بزرگ ساسانی مانند اردشير بابکان و خسرو انوشيروان برای دبيران و نويسندگان ارزش بسيار در نظر داشتند و آبادی کشور را به دست ايشان می‌دانستند. فردوسی فرزانه در شاهنامه از زبان اردشير بابکان جايگاه نويسندگان را اين گونه گزارش کرده است:

            ستاينده بُـد شـهريار اردشـير      چـو ديـدی به درگاه مرد دبيــر

            نويســنده گفتی که گنج آکند      هــم از رای او رنـــج بـپــراکنـد

            بدو باشـد آباد شـهر و سـپاه      هـمان زيردســتان فـريـادخـواه

            دبيران چــو پيونـد جــان مننــد      هـمه پادشــاه بـر نهـان مننـد

 

  پادشاهان ساسانی دبيران خود را از ميان برترين نويسندگان برمی‌گزيدند و ايشان را از رفاه بهره‌مند می‌کردند. آن‌ها بودند که به کارهای کشور سامان می‌دادند و فرمانروای پادشاهان را استوار می‌ساختند. آن‌ها زبان گويای شاهان و گنج‌دار دارايی‌های ايشان بودند. چه درست گفته است کريستن‌سن، تاريخ‌پژوه دانمارکی، که: «دبيران سياستمداران حقيقی به شمار می‌رفتند. آن‌ها همه جور سند را ترتيب می‌دادند و نامه‌نگاری‌های دولت را در دست داشتند. فرمان‌های شاه را می‌نوشتند و ثبت می‌کردند. جمع هزينه‌ها را مرتب می‌نمودند و محاسبات دولت را اداره می‌کردند. در نامه‌نگاری با دشمنان پادشاه بايستی با توجه به موقعيت، گاهی عادلانه و مسالمت‌آميز و گاه به تهديد و تخفيف بپردازند.»

  دبيران در آموزشکده‌های ويژه‌‌ای آموزش می‌ديدند و برترين آن‌ها به دربار پادشاه راه می‌يافتند. به نظر می‌رسد آموزش دبيران برپايه‌ی کتاب‌هايی به نام «کاروند» انجام می‌شد که تجربه‌های دبيران پيشين را در خود داشتند. چنين کتاب‌هايی به دست ما نرسيده اما برخی از آن‌ها در سده‌های نخست دوره‌ی اسلامی از منابع اصلی نويسندگان عربی‌نويس بوده است. آن‌ها بخش‌هايی از اين کتاب‌ها را به زبان عربی ترجمه کرده و در کتاب‌های «بلاغت و بيان» گنجانده‌اند. برای مثال، ابن‌قتيبه از مردم دينور کرمانشاه در کتاب «عيون الاخبار» بخش‌هايی از آيين نگارش ساسانی را در گفتارهايی کوتاه گزارش کرده است. اکنون بخش‌هايی از اين گفتارها را با ترجمه‌ی زنده‌ياد دکتر محمد محمدی ملايری (و اندکی بازنويسی) می‌خوانيد.

  سخن چگونه باشد

  بدان که سخن بر چهار گونه است: فرمايش (امر)، پرسش (استفهام)، گزارش (خبر) و خواهش (طلب)

  •  چون فرمايش می‌کنی، در سخن استوار باشد. (با قدرت)

  •  چون از چيزی می‌پرسی، در سخن روشن باش. (بدون ابهام)

  •  چون خواهش می‌کنی، در سخن نرم باش. (بدون درشتی)

  •  چون گزارش می‌دهی، در سخن پژوهنده باش. (با استناد)

  به هر روی: «سخنت را فراگير همه‌ی انديشه‌هايت گردان تا چنان نشود که آنچه در ذهن داری سترگ و آنچه بيان می‌کنی ناچيز باشد.» پس همواره سفارش‌های زير را به ياد داشه باشد:

 

  1. چون می‌انديشی با شکيبايی بينديش

  نخستين گام در راه نويسندگی، خوب انديشيدن است. مراد از آن، انديشيدن با شکيبايی است نه با شتاب تا برای نويسنده مرز آنچه می‌بايستی به قلم آورد، روشن شود و همه‌ی مطالبی که می‌بايستی در نوشته بگنجاند، در ذهن خود مرتب گرداند.

  2. چون می‌نويسی روشن بنويس

  واژه‌ها و تعبيرهايی را به کار گير که انديشه‌ات را به طور کامل و روشن به خواننده برساند و چيزی از آن ناگفته و نانوشته همچنان در ذهن تو نماند. اين نشانه‌ی بی‌مايگی نويسنده است که سخنانش از بيان همه‌ی آنچه که در ذهن دارد، کوتاه ماند.

  3. به اندازه‌ی نياز بنويس

  در به کاربردن واژه‌ها و تعبيرها به همان اندازه که برای بيان انديشه نياز داری، بسنده کن. از آوردن واژه‌های بيهوده و بيش از نياز و آنچه برای آرايش سخن و چه بسا برای پوشاندن نارسايی و بی‌مغزی سخن به کار می‌برند، پرهيز کن.

  4. پراکنده و آشفته ننويس

  سخن را با سخن ديگر مپوشان و معنايی را از معنای ديگر دور مگردان. جمله‌ها بايد به اندازه‌ای از هم جدا باشند که با هم آميخته نشوند و هم به اندازه‌ای به هم پيوسته باشند که معانی هم‌سنخ از يکديگر دور نيفتند و پيوند آن‌ها از يکديگر گسسته نشود.

  5. کوتاه‌ترين راه را برگزين

  مناسب‌ترين واژه‌ها را برای بيان هر انديشه برگزين تا سخنت بدون دشواری به ذهن خواننده برسد. سخن خويش را درست قالب انديشه‌ای ساز که دربردارنده‌ی آن است و نه آن اندازه تنگ و نارسا که انديشه را در تنگنا گذارد و نه آن اندازه فراخ و ناموزون که آن را در پيرايه‌های خود بپوشاند.

  6. به ترتيب اهميت بنويس

  مطالب را به ترتيب اهميت و شايستگی آن‌ها بنويس و تا هنگامی که مطلبی به طور کامل بيان نشده است، به مطلب ديگر نپرداز. نبياد مطالب ناهم‌سنخ را در يک ‌جا گرد آورد و اگر چنين شد آن‌ها را از يکديگر به خوبی جدا ساز.

  7. از معانی فروافتاه بپرهيز

  از به کاربردن واژه‌ها و تعبيرهای فروافتاده بپرهيز که سخنت را فروافکند. عبارت‌های سنجيده و درخور مردم بافرهنگ و پرورش‌يافته را به کار گير. نوشته‌ی تو زبان تو وآگاهی‌دهنده از نهان توست. نوشته را از فروتنی بيش از اندازه دور گردان که آن را گنگ و تو را خوار سازد.

  برترين ويژگی نگارش ايرانی

  جاحظ در کتاب «البيان و التبيين» (جلد يکم، صفحه‌ی 87) نوشته است: «از فارسی‌زبان پرسيدند بلاغت در چيست؟ گفت: در شناختن فصل از وصل» (يعنی اين که نويسنده بداند در کجا مطلبی را از مطلب پيشين جدا کند و در کجا آن را بدان پيوند زند.)

  در همين زمينه ابوهلال عسگری در کتاب «الصناعتين» (صفحه‌ی 425) از گفته‌های بزرگمهر چنين آورده است: «چون مردی را ستودی و ديگری را نکوهيدی، آن دو سخن را از يکديگر جدا ساز تا ستايش از نکوهش بازشناخته شود. همچنان‌که در نوشته‌هايت آن‌گاه گفتاری را آغاز می‌کنی که گفتار پيشين را به پايان برده باشی.»

  همچنين جُهشياری در کتاب «الوزراء و الکتّاب» چنين آورده است: «پادشاهان ايران نويسندگان دربار خود را سخنگويان خود می‌خواندند و به آن‌ها می‌گفتند: گرايش به کوتاه‌کردن سخن شما را واندارد که از مطالب خود بيش از اندازه بکاهيد و در سازمان‌دهی به آن‌ها کوتاهی کنيد و از کوشش برای رساندن مقصود بازمانيد و در آوردن برهان در جايی که نياز هست، سُستی کنيد.»

  برگرفته از:

  محمدی‌ملايری، محمد. تاريخ و فرهنگ ايران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی. جلد پنجم: نظام ديوانی ساسانی در دولت خلفا). تهران: انتشارات توس، 1382